امشب از کوچه شنیدم سرودهیی از عبدالمالک عطش، زمزمهٔ منیژه نادری یادگاری از پاییز ۱۳۹۲باز عید آمد
1K YouTube views · 30 Mar 2025 · 4:59
Description
Poet: Abdul Malek Atash Prepared by Manizha Naderi امشب از کوچه شنید... باز عید آمد و عیدانه ندارم به شما غیر یک شعر غریبانه ندارم به شما باز عید آمد و عیدانهٔ من دلتنگیست سفرهٔ عید من و خانهٔ من دلتنگیست به کف دست گدا نقش حنایی نرسید گوش ها کر شده انگار صدایی نرسید باز عید آمد و کودک به پدر میگوید تاجر از دغدغهٔ کیسهٔ زر میگوید ما به یک لقمهٔ نانی که رسد میمیریم پارهٔ کهنه کتانی که رسد میمیریم باز عید آمده از عید چه گویم به شما نیست در خانه ام امید چه گویم به شما طفل همسایهٔ ما نان جوین میخواهد پارهٔ رخت غریبانه ترین میخوهد طفل همسایهٔ ما کشتهٔ نان است هنوز در غم نان شبش دل نگران است هنوز امشب از کوچه شنیدم که مسافر میگفت طفل بیچارهٔ همسایه به تاجر میگفت تو و خوشقسمتی و دغدغهٔ عید دگر من و غمنامهٔ بی نانی و تهدید دگر باز عید آمده این عید مبارک به شما برکت و نعمت و امید مبارک به شما ما غریبیم در ین شهر به یک لقمهٔ نان میشوی گرچه سرم قهر به یک لقمهٔ نان وقتی پاهای لچ طفل گدا را دیدم سنگ بر شیشهٔ اندیشه زدم پاشیدم وقتی دیدم که به خوان فقرا چیزی نیست فکر کردم که به درگاه خدا چیزی نیست سنگ بر شیشهٔ اندیشه زدم نالیدم تا که غمنامهٔ خوان فقرا را دیدم © www.nashenas.org








Comments
Sign in to join the conversation.
No comments yet. Be the first.
Be respectful. No hate against any ethnic group, no personal attacks and no full song lyrics.